تبليغات X
Wordpress Themes

خیابان سیاه شهر ما

وب حسین خیابان سیاه است؛ نمی دانم سیاهیش را از احوال مردمان کدام سویش گرفته است، از مردمان این سو که با تمام نداردی خود، هزینه سنگین دکترها را می پردازند و با آن ظاهر فقیرانه و رنج کشیده خود هر دلی را به درد می آورند یا از مردمان آن سو که هزینه های سنگین نقاشان انسان را می پردازند تا با ظاهری مصنوعی، برای لحظه ای کوتاه، دلی را بدست آورند.

این سویی ها می آیند و می روند تا شاید خوب شوند، عده ای به نتیجه می رسند و عده ای شاید . . .
اما آن سویی ها هر چه  بیایند و بروند، خوب نمی شوند، کار آن ها پایان خوبی ندارد.

دوست ندارم در هیچ کدام از این گروه ها باشم،ولی به خاطر شرافت این سویی ها هم که شده، ترجیح داده ام نزدیک آن ها باشم تا نزدیک آن سویی ها، که در کافی شاپ نشسته اند و با آن ظاهر شیک، کودک خسته این سو را که ساعت ها است گرسنه مانده نادیده می گیرند.