حکایت منفی های غیبی در بالاترین!
وب حسین درستش این بود که در عنوان این مطلب، یک (۶۰+) ، (۷۰+) یا نمی دانم (n+)سال را اضافه می کردم. این n هم اینقدر بزرگ باشد که خواننده این مطلب دیگر گذارش به استفاده از اینترنت نیفتد، چون فکر نکنم این بدآموزی ها برای هیچ کس مناسب باشد.
چند روز پیش داشتم پای یکی از مطالب بحث می کردم و بعد که کارم تمام شد، سری به لینک های ارسالی ام زدم، دیدم لینکی که در مورد “گلشیفته” فرستاده بودم یک منفی گرفته؛ آن هم به دلیل نقض حریم خصوصی! جالب است که بنابه تعریف بالاترین در مورد افراد مشهور نقض حریم خصوص تقریبا معنی ندارد و از آن جالبتر اینکه مطلب من در مورد کنش اجتماعی عمل این بازیگر بود و اصلا نزدیک حریم خصوصی این بازیگر هم نشده بود چه برسد که بخواهد آن را نقض کند و از همه جالبتر این بود که متوجه شدم منفی دهنده، یکی از شرکت کنندگان گروه مخالف در بحث بود که . . .
چند روز بعد، دوباره پای یک لینک دیگر داشتم بحث می کردم که طرف مقابل بحث، سریع به آخرین لینک ارسالی ام، به علت بخش نامناسب منفی داد، بعد که پرسیدم مگر خبر فوتسال را باید در بخش دیگری به جز ورزش، می گذاشتم؟!! با کمال صداقت عنوان کرد که این منفی را در تلافی رای منفی من داده است! و ادامه داده بود که چون تو رای الکی دادی من اینکار کردم، در جوابش دلیل هایم را نوشتم و پرسیدم چرا فکر کردی رای من الکی بوده است که تا امروز علیرغم پاسخگویی ایشان به نظرات بعد از من، این سؤال بی جواب مانده است!
در تمام این ماجراها صحبتی از رای منفی به نظراتم نکردم؛ چون اهمیت کمتری داشت؛ تا اینکه ماجرای آخری پیش آمد. پای یکی از لینک های درون دینی، عده ای از ضد مذهبی ها شروع کرده بودند به دلسوزی برای وهابیت! و طبق معمول روش این عده، به جای دلیل، جملات مسخره آمیز نوشته بودند و می خواستند به وهابی های عزیزشان، با آن سابقه درخشان! که گویا مواضع نزدیکی با ضد مذهبی ها دارند؟! کمک کنند و هر لحظه هم از حملات موهومی شیعیان به خودشان و منفی باران آن ها در آینده نزدیک صحبت می کردند! من هم با اینکه ترجیح دادم به این لینک رای مثبت یا منفی ندهم، خطاب به ضد مذهبی ها این مسئله را مطرح کردم؛ نتیجه این شد که این گروه که مخالفان خود را از دم، خشونت گرا و گروه فشار می نامد در عرض جند لحظه، این کامنت ساده و معمولی را به شدت منفی باران کردند و بعد از دقایقی هم تا مرز ناپدید شدن پیش بردند!
البته بلافاصله یک کامنت هم نوشتند و گفتند که تو خشونت کرده ای!!! که برای مدتی مرا از این توهین های بی پایه و دروغ های شاخدارشان، میخکوب کرد.
در همین احوال بود که به آخرین لینک ارسالی ام، نگاه کردم و در کمال تاسف دیدم که این لینک، با مثبت های زیاد و بدون منفی که قاعدتا منفی دادن به آن زیادی تو چشم است، مصون مانده ولی نظرات من در پای آن لینک منفی باران شده است! که معلوم شد دامنه سرکوب گری و خفقان گروه مزبور به این جا هم کشیده شده است.
ابتدای این مطلب گفتم که این نوشته بدآموزی دارد؛ واقعا هم نمی دانم اگر قرار باشد از بعضی رفتارها الگوبرداری شود، چه اتفاقی می افتد؟! وقتی عده ای، مدعی آزادی برای همه هستند و ادعا می کنند در جامعه هم راضی هستند که صدای مخالفشان به اندازه خودشان رسا باشد؛ چگونه است که در یک محیط کوچک و مجازی به راحتی آن را زیر پا می گذارند؟ چگونه است که حتی کوچکترین صدای ناموافق را بدون هیچ توضیح و دلیل خفه می کنند؟ چرا حتی به این میزان از سرکوب نیز اکتفا نمی کنند و بقیه صحبت ها و نظرات مقابل خود در بقیه لینک ها را نیز با چماق خود مضروب می کنند؟ مگر سرکوب و خشونتی بیش از آ«جه در اینجا انجام داده اند، از عهده آن ها بر می آمده که انجام نداده اند؟ این مدعیان اگر در جهان واقعی قدرتی در دست داشته باشند، چیزی جز نهایت خشونت بر مردم و مخالفانشان اعمال می کنند؟ جالب است که این خشونت گرایان واقعی به بهانه همین نبود آزادی، قصد ذبون کردن دیگران را دارند و ادعای برتری هم می کنند؟!! واقعا نمی دانم رفتار آن ها خنده دار است یا گریه آور؟
پ.ن : با اینکه مطالب مورد اشاره موجود است و هر موقعی که لازم باشد، به راحتی قابل ارائه است؛ برای اینکه شخص خاصی محاکمه نشده باشد و کارهای او برملا نشده باشد، از قرار دادن لینک ها خودداری کردم؛ خواهش می کنم کسی نیز دنبال پیدا کردن این افراد نباشد تا تنشی پیش نیاید (آوردن نام برخی از گزوه ها در ماجرای آخر هم به خاطر اجبار در توضیح فضا بود، وگرنه مانند ماجرهای قبل تا حد امکان از این کار اجتناب می شد.)



